أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
410
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
او را گفتند كه : [ يرهقهما ] اى يقتلهما ؛ يعنى ايشان را بكشد بطغيان و كفر خويش يعنى كفر وى وى را بر آن دارد كه مادر و پدر مؤمن خود را بكشد [ فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما ] « 1 » ما خواستيم تا خداى تعالى بدل دهد مادر و پدر او را فرزندى از او بهتر و پاكيزهتر و بصلاح نزديكتر و در صلة الرّحم اجتهاد كنندهتر . عبد اللّه عبّاس گفت : با مادر و پدر نيكوكارتر و بر ايشان بخشاينده و مهربانتر . جعفر بن محمّد الصّادق از پدر خود باقر عليهما السلام روايت كرد كه : خداى تعالى مادر و پدر را ببدل آن پسر « 2 » دخترى بداد كه از نسل او هفتاد پيغمبر پديد آمدند . ابن جريج گفت : پسرى مسلمان بداد ايشان را ببدل آن كافر . قتاده گفت : چون او بزاد پدر و مادر به دو خرّم شدند و چون او را بكشتند دلتنگ شدند و اگر بماندى ايشان را هلاك كردى پس بنده بايد تا به قضاى خداى راضى بود « 3 » كه آن قضا كه خداى كند او را به باشد و اگرچه او كاره باشد آن را . [ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 82 ] وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً ( 82 ) و امّا آن ديوار خراب كه آبادان كردم آن از آن دو كودك يتيم بود كه در اين شهرند و در زير آن گنجى بود ايشان را .
--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « اهل مدينه و ابو عمرو خواندند بتشديد من التّبديل اينجا و در سورة النّحل و در سورة القلم ، و باقى قرّاء بتخفيف من الابدال ؛ و هما لغتان معناهما واحد يقال : أبدله اللّه بكذا و كذا و بدّله بكذا و كذا ( تا آنكه گفته : ) و بعضى اهل لغت فرق كردند ميان ابدال و تبديل ؛ گفتند : ابدال بدل بجاى اوّل نهادن باشد و تبديل تغيير چيز باشد عمّا هو عليه ، و بعضى گفتند : فرقى نيست ، و اينجا فرق است دليلش قوله تعالى : بدّلنا آية مكان آية ؛ لابدّ آيهء اوّل بر جاى نباشد بنسخ فأمّا قوله بدّلناهم جلودا غيرها ؛ قوّت قول اوّل باشد براى آنكه جلد همان باشد كه باشد تا عذاب نامستحقّ نبود » . ( 2 ) - در بعضى نسخ و همچنين در تفسير چاپى أبو الفتوح ( ره ) باضافهء : « ناخلف » . ( 3 ) - موافق اين مضمون است آنچه سرودهاند : « هر آن قضا كه خداى جهان كند تقدير * ز ما شكور نبودن بر آن خطا باشد »